گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

حال خوب غیر اجباری
با آغاز یه راه جدید!!!

خدا رو شکر

دیگه میتونم خود خودم باشم
اونم هر روز


اینستام:haji.76

آخرین نظرات
  • ۲۷ ژانویه ۱۶، ۱۵:۴۲ - . . . MaHyAr
    :)

۴ مطلب در نوامبر ۲۰۱۴ ثبت شده است

حست میکنم این روزها
بی بهانه حتی
***گم شدن کاش آخر قصه ی
من بود
ولی انگار نه
در این بی بازار
پیداتر از همه ام
*****شهری که مردمش قصه و غصه ی تورا
هر شب باهم زمزمه میکنند
شهری که مردمش بر روی تک تک زخم
پاهای برهنه ات مرحم میگزارند
شهر قصه ها را میگویم آری
زیاد دور نیست 
به اندازه ی بک شب تا صبح
نفس نکشیدن فاصله است
***گمشده ی شهرتان که من باشم 
امان از تمام پیدا ها 
***نه !
قلبم را
سپرده ام به قاصدی که برساند
به دستان صاحبش
آری قلبی مرا نیست اکنون!


یه سری آدمای مذکور وقتی میان جلو چشمای آدم

یه هو میشن دو دسته

اونایی که وقتی میری تو فکر و سرتو میاری بالا میترسی ازشون

(چون تو الان از یه دنیای دیگه اومدی توانایی مقابله با صورت این جور آدمارو نداری دیگه!)

اونایی که وقتی سرتو میاری بالا خیالت راحت میشه که دارن نگات میکنن!

و چقد حداقلی اند این دسته ی دوم و نایافتنی !!!

الان که تو مقطع از زندگی هستم که به دسته ی دوم نیاز مبرم دارم و لی اونایی که باید باشن نیستن!

دسته ی اول اینقد زیادن که دسته ی دومم از کارای خوبشون پشیمون میکنن!اگه اون یه درصد باشن البته!

هیییییییییی

دلمممممممممممم فقط میخام همینجوری بچه بمونم

همین جوری

صفوی مث کودکان حداکثر ۱۰ ساله بام برخودکنه!

یکتا لپمو مث ۵ساله ها بکشه!

یارمحمدی تیکه بندازه و من مث بچه ها فقط نیگاش کنم و قرمز شم!

وقتی با فخری حرف میزنم هی پامو تکون بدمو صدام بلرزه!

از متین بترسم!سرکلاس اسدیان بخوابم یا سرمو بزارم رومیز بعدم هر دفه بگه شما حالتون بهتر شد؟؟!!!!

بهار مث مامانا از دور مواظبم باشه!

اصلنم مهم نیس که...

هیچی کلا مهم نیس!

درضمن اون عکسی که ریحانه انداخته ازمونو خیلیییییی دوس دارم خیلی ....


اینم منم تو این روزا....

ما سینه زَنان  مُبتَکِرِ رَسمِ جُنونیم

دیوانه و مَجنون شده ی بَزمِ جُنونیم


هَرجا سُخَنی هَست زِ اربابِ دو عالَم

آماده و حاضِر شده ی رَزمِ جُنونیم


قبل از عید غدیر برگشتم به بعضیا گفتم هوای محرم 
چقد نزدیکه
برگشته به من میگه
بی ادب (به شوخی)
چرا نمیگی غدیر(به جدی)
هیچی دیگه...منم یدونه از اون لبحندای
مذکور رو زدم:(
اصلن مباحثه ی مهمی نبود
ولی فقط میخاستم بگم از تمام
کسایی که صادق شیرازی رو قبول دارن و افکارشو
و بالاخص خودش
بدم میاد!
این آدمایی که تو نماز میخایم ازشون نباشیم
والضالین ها!
اینا اونان!
خودشون نمیفهمن که دارن گند میزنن تو هیکل خودشون و صاحت مقدس تشیع!
همچنین از آدمایی که فک میکنن ایرانی بودشون
مهم تر از مسلمون بودشونه!
از آدمایی که از حرفای شریعتی که فقط برای زمان خودش کاربرد داشت
رو هی الکی تکرار میکنن

و به اینا میگن خل!میگن اسکل!اصلنم مهم نیس که اونا به ما میگن امل!

*و دوس دارم از این به بعد هرکاری دلم میخاد بکنم
هرچی خودم باهاش راحتم 
هرچی که قراره منو نه بقیه رو 
شاد نگه داره!!!
*من هنوزم نمیخام بزرگشم در ضمن!
*دوس دارم دوستمو!دوســــــــــــــتموووووووو
دوس دارم!
دوستم کوشی؟؟؟؟
ااا خودم میدونم تو هستی من نیستم
چقد خوبه که همیشه هستی!
یا علی