گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

حال خوب غیر اجباری
با آغاز یه راه جدید!!!

خدا رو شکر

دیگه میتونم خود خودم باشم
اونم هر روز


اینستام:f.haji.e

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۶ اسفند ۹۶، ۰۹:۵۸ - مرا لطف تو می باید ...
    :)))

۷ مطلب در فوریه ۲۰۱۶ ثبت شده است

ملت کانال میزنن مینویسن جدیدن...

ما از این قرتی بازیا خوشمون نمیاد

همین جاییم تا اخرش

بنظرتون حق هر ادم نیس بعضی وقتا دیر باید زود بره و به بقیه محل نده و سرشو بندازه پایین و بگرده خونشون

به کسایی که بهشون تنه میزنی توجه نکنی....

همین جوری اونقد بری تا برسی

فکرای احمقانه نکنی و ناراحت شدن بقیه برات مهم نباشه

ادم ایدآل وجود هرکس بعضی وقتا خب خسته میشه

ادم محبوب دوس داشتی هر کس بعضی وقتا دلش میگره و دوست داره با بقیه حرف نزنه و به کسی توجه نکنه....

ادم درون هر کس بهضی وقتا نمیخاد بغضش بشکنه تا گریه کنه

ادم سرسخت و مغرور هرکس دلش میخاد بعضی وقتا جلوی خودش کم بیاره جلوی خودش بشکنه...


ادما همیشه اون چیزی نیستن که دیده میشن

اونچیزی ان که زندگی میکنن اون چیزی ان که احساس میکنن اون چیزی ان که ....

دیروز تو اتوبوس داشتم به این فکر میکردم کهاگه ادما احساس نداشتن چقدر با ابهت تر میزیستند:)

اگر ادما برای روابط شون با بقیه در حد  20 درصد فقط ارزش میزاشتن چقدر بیشتر شبیه خودشون بودن.....


پ.ن:به یکی از دوستام گفتم براچی منتظر ادمی وایمیسی که  دوست نداره باهات راه بیاد.. از موقع به بعد دیگه با من راه نمی اومد صب میکرد قدم به قدم اون می اومد حتی اگه اون بهش توجه نمی کرد:×

پ.ن:من خودم هیچ وقت منتظر ا می که دوست نداره باهام راه بیاد نمی مونم

پ.ن:ادما دو دستن یا هواتو دارن یا نگاهت میکنن.من هیچ کدوم از دودسته رو ندارم و جزشونم نیستم من جز سومیام که ترجیحن بی اهمیت به کسیایی فقط قراره ازشون بگذری و بری...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۱۲:۴۰
رها

قلب من، من به تو ایمان دارم طرفدارت هستم ودر نیایش هایم همواره دعایت میکنم و همواره درخواست برکت...

قلب من،من به تو ایمان دارم.ایمان دارم که تو عشقت را با هر کس که سزاوارش باسد سهیم میشوی.که راه من راه توست...

از تو می خواهم به من اعتماد کنی بدان که دوستت دارم .

برای ان که هرگز احساس از حضور من، در گرداگردت احساس نا آسودگی نکنی هر کاری میکنم.

پس قسط برگردادنت از همان دور دست ها که هیچ وقت دنبالش نگشته ام را ندارم...

من به تو ایمان دارم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۵۴
رها

دوتا چیز گناه سختی ان

یکی نا امیدی یکی پشیمونی از کاری جز گناه...

شاید کلمه ای که از زبونت میاد بیرون واقعی باشه ولی نباید مثلا بهش بگی ولی به نظر من خدا میزاره تو بگی تا اشتباهشو بفهمه...


امروز جایی گنجی منتظر شماست شاید لبخندی گذرا باشد ویا یک پیروزی عظیم...مهم نیست.زندگی از معجزات کوچک و بزرگ ساخته شده....


میخوام برای زندگی اول بمیرم تا نمیرم هیچ چیز درست نمیشه....

مگه نمیگن قبل از مردن بمیرید؟!

مردن از امروز یک اتفاق تازه اس و معجزه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۴۵
رها
یکی از قوانین نانوشته ی من که همین لحظه ثبت مشه اینکه که در مورد احساسات و تصمیمات با هیچکس حتی کسایی که اسمشون خانواده یا دوست یا هر چیز دیگه اس حرف نزن!!!البته اگه تو صورتم احساسم مشخص نشه :-)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۱
رها
یکی دیگه از قوانین نانوشته که الان داره نوشته میشه اینکه با دور داشتن دوست صمیمی دو خط بکش با اینکه داشتن سطح توقع صفر از همه ی دوستان قبلا به تایید مجلس:-) رسیده بود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۱
رها

گاهی دلت که میگیرد .....

گاهی بغض که دلیلی برای باز شدن ندارد

گاهی....

بعضی وقت ها به خودم میگم کاش اصلن تهران نمی اومدم همون جا میموندم

درسته اینجا کنار خانواده ام هستم

اما....

یه حس قوی این وقت ها درون وول میخوره و همش سرزش که ای کاش دور بودی

کنار خانواده نبودن و دور بودن آدم بزرگ می کنه

دور بودن حس های جدید بوجود میاره.

و از این قبیل حرفای قشنگ 

که منو سرزش میکنن برای الان اینجا بودن!!!

حتی تر بعضی ها وقتا میگه این حس مشکوک داد هم میزنه

--------------------------


یک عدد پ.ن :وقتی حس بد نسبت به تمام دنیا داشتی خودتم جز دنیا حساب میشی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۹
رها

دل سپر انداخت

عقل حیران بیابان شد

دل رنگ باخت 

عقل یک رنگ شد

از ازل مخاصمه  ای بینشان نبود

تا عشق پدید آمد

هر کدامشان میخواستند

بیشتر خود نمایی کنند در برار این آفرینش عظیم الهی

هرکدامشان منتظر فرصتی بودنند تا بیشتر به کار آیند

عشق عجیب بود و لاوصف

عشق عطر حیا داشت 

غیرت خدا بود!

ابلیس آمد کار بالا گرفت

دل مردد ماند

عقل تصور اشتباه کرد 

و....

شکست !

و حقیقتی نمایان شد

دل فروریخت و گریست

و عقل توبه کرد

و عشق بر انسان نازل شد.


+ما عاقلانه فکر میکنیم و عاشقانه عمل

+هنر آن است که عکس تو بیفتد در آب     ماه در اب که همواره فرو ریختنیست

++د مورد پست قبل دوستانی که گفته بودن چقد مغروری و این حق به جانب حرف زدن درست نیست شاید حق با اوناست من زیاذی عصبی بود و زود حرفامو نوشتم

+++شما نظری در باره ی "ربط القلب فی شیخ الکبیر "دارید؟!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۲۱
رها