گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

حال خوب غیر اجباری
با آغاز یه راه جدید!!!

خدا رو شکر

دیگه میتونم خود خودم باشم
اونم هر روز


اینستام:haji.76

آخرین نظرات
  • ۲۷ ژانویه ۱۶، ۱۵:۴۲ - . . . MaHyAr
    :)

۶ مطلب در فوریه ۲۰۱۶ ثبت شده است

قلب من، من به تو ایمان دارم طرفدارت هستم ودر نیایش هایم همواره دعایت میکنم و همواره درخواست برکت...

قلب من،من به تو ایمان دارم.ایمان دارم که تو عشقت را با هر کس که سزاوارش باسد سهیم میشوی.که راه من راه توست...

از تو می خواهم به من اعتماد کنی بدان که دوستت دارم .

برای ان که هرگز احساس از حضور من، در گرداگردت احساس نا آسودگی نکنی هر کاری میکنم.

پس قسط برگردادنت از همان دور دست ها که هیچ وقت دنبالش نگشته ام را ندارم...

من به تو ایمان دارم!

دوتا چیز گناه سختی ان

یکی نا امیدی یکی پشیمونی از کاری جز گناه...

شاید کلمه ای که از زبونت میاد بیرون واقعی باشه ولی نباید مثلا بهش بگی ولی به نظر من خدا میزاره تو بگی تا اشتباهشو بفهمه...


امروز جایی گنجی منتظر شماست شاید لبخندی گذرا باشد ویا یک پیروزی عظیم...مهم نیست.زندگی از معجزات کوچک و بزرگ ساخته شده....


میخوام برای زندگی اول بمیرم تا نمیرم هیچ چیز درست نمیشه....

مگه نمیگن قبل از مردن بمیرید؟!

مردن از امروز یک اتفاق تازه اس و معجزه

یکی از قوانین نانوشته ی من که همین لحظه ثبت مشه اینکه که در مورد احساسات و تصمیمات با هیچکس حتی کسایی که اسمشون خانواده یا دوست یا هر چیز دیگه اس حرف نزن!!!البته اگه تو صورتم احساسم مشخص نشه :-)
یکی دیگه از قوانین نانوشته که الان داره نوشته میشه اینکه با دور داشتن دوست صمیمی دو خط بکش با اینکه داشتن سطح توقع صفر از همه ی دوستان قبلا به تایید مجلس:-) رسیده بود.

گاهی دلت که میگیرد .....

گاهی بغض که دلیلی برای باز شدن ندارد

گاهی....

بعضی وقت ها به خودم میگم کاش اصلن تهران نمی اومدم همون جا میموندم

درسته اینجا کنار خانواده ام هستم

اما....

یه حس قوی این وقت ها درون وول میخوره و همش سرزش که ای کاش دور بودی

کنار خانواده نبودن و دور بودن آدم بزرگ می کنه

دور بودن حس های جدید بوجود میاره.

و از این قبیل حرفای قشنگ 

که منو سرزش میکنن برای الان اینجا بودن!!!

حتی تر بعضی ها وقتا میگه این حس مشکوک داد هم میزنه

--------------------------


یک عدد پ.ن :وقتی حس بد نسبت به تمام دنیا داشتی خودتم جز دنیا حساب میشی!

دل سپر انداخت

عقل حیران بیابان شد

دل رنگ باخت 

عقل یک رنگ شد

از ازل مخاصمه  ای بینشان نبود

تا عشق پدید آمد

هر کدامشان میخواستند

بیشتر خود نمایی کنند در برار این آفرینش عظیم الهی

هرکدامشان منتظر فرصتی بودنند تا بیشتر به کار آیند

عشق عجیب بود و لاوصف

عشق عطر حیا داشت 

غیرت خدا بود!

ابلیس آمد کار بالا گرفت

دل مردد ماند

عقل تصور اشتباه کرد 

و....

شکست !

و حقیقتی نمایان شد

دل فروریخت و گریست

و عقل توبه کرد

و عشق بر انسان نازل شد.


+ما عاقلانه فکر میکنیم و عاشقانه عمل

+هنر آن است که عکس تو بیفتد در آب     ماه در اب که همواره فرو ریختنیست

++د مورد پست قبل دوستانی که گفته بودن چقد مغروری و این حق به جانب حرف زدن درست نیست شاید حق با اوناست من زیاذی عصبی بود و زود حرفامو نوشتم

+++شما نظری در باره ی "ربط القلب فی شیخ الکبیر "دارید؟!