گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن....

گم شده

حال خوب غیر اجباری
با آغاز یه راه جدید!!!

خدا رو شکر

دیگه میتونم خود خودم باشم
اونم هر روز


اینستام:haji.76

آخرین نظرات
  • ۲۷ ژانویه ۱۶، ۱۵:۴۲ - . . . MaHyAr
    :)

لا

یمی از چیزایی که جدیدا فکرو مشغول کرده اینکه

چقد احمقانه تا الان شاید اصرار بر بزرگ نشدن و این حرفا داشتم

الان فک میکنم فقط ادم بزرگان که میتونن خیلی چیزا رو بفهمن

مث اینکه نمیدونم چ جوری بگم خب

واقعا نمیدونم

شاید بچها بیشتر به خدانزدیک باشن

ولی ادم بزرگا بهتر بلندن یا بهتر میتونن

راهو پیدا کنن

شایدم....

یه چیزی:این روزا خیلیا میگن انزوا بده

به نظر من ادما هر چندوقت یه بار اصلن باید منزوی شن

ادما تو انزوای خودشون خیلی چیزای مهمی رو کشف میکنن

چیزایی واقعا به درد دنیا و اخرت میخورن

بعضیام هستن که تو انزوا بغض گلوشونو میگره و زار میزنن برای رسیدن به پدرشون

بعضیام بغض گلوشونومیگیره که چقد بدبختانه داشتم میزیستم تاالان تو این دنیا

چراانقد بدی کردم به خودم

به خودم بخودم

ادم تا خودشو نفهمه خداشونمیقهمه

خودشم که فهمید پاشو میزاروش خودشو نردبون میکنه واسه رسبدن به اون بالاییه

اون که عشقه

وسلام

یاعلی

موبارک

اول باید بگم موبارک باشه ماه خداتون ماه خوب ماه رمضووون

که همیشه کلی حال(به معنی واقعی کلمه) به آدم میده

ذوم باید بگم حال تصحیح غلظ املایی ندارم متاسفانه

سوم اینکه همین دیروز داشتم میگفتم هیشکی وبمو نمی خونه منم حال نوشتن ندارم:)

امتحانا شروع شده و التماس دعا که خوب بدیمشون

تولدممممممممم موبارک البته 20 خرداده و از اونجایی من مثل همه ی ادما یادم نمیره تولدم رو عادت دارم از زودترش تو حال و هوای لگد و فشار باشم واسه بدنیا اومدن که خیلی جملع مسخره ای بود میدونم

از این روزام بگم براتون که خیلی بده به معنی واقعی کلمه احساس ترس دارم اول از خودم و حس بدم فکرای مزخرفم و دوم از امتحانام که وااقعا سگینن

از حال روزام بگم که کلی سوال دارم و نمی دونم از کی بپرسم و کلی حال بد که واسه غریبه و آشنا نمیشه گفت و مونده رو دلم

از حال روزام بگم که همه اش الکی خسته ام و حوصله ی درس ندارم و دوستامو میبینم استرس میگرم و دوباره نمیتونم درس بخونم

از مدل فک کردنمم بدم میاد تازه

می دونید به قول یکی وسط این همه تابستون سرده رنگمم شده خاکستری شایدم خاکی مایل به سبز

یک عالمه حس بد با امتحانا و افکار داغون میشه یه ادمی که جلو همه میخنده و حرفای مزحک همه رو تحمل میکنه

میخا یه اعترافم بکنم که یه دروغ مسخره به یکی گفتم انقد مسخره که فهمید بلد نیستم دروغ بگم و الان کلی خجول و همراه عذاب وجداننم

از اینکه اینجا انئ راحت میحرفم خوشحالم به شدت

از نوشتنامم بگم که رسیده به 0.1 اره اینقد کم شده

کلی نتیجه هم از زندگیم گرفتم که دسشون دارم:)

خدا کنه برخلاف حرف همیشگیم یکم تصمیم بگیرم بزرگ شم

تو این دنیای جدیدی که روبه رومه ادما از بزرگ شدنشون مینان و بچه ها رو مسخره میکنن به جای اینکه به حالشون غبطه بخورن

دیه بگم که ادمای گندگول و خزخیل زیاد دیدم این چن وقت 

فهمیدم بعضیا کلا با مدل جادریا مشکل دارن حتی اگه نشناسنشون یا حتی بشناسن و دوستشون باشن مثلا

فهمیدم که اگه یکی چادر سر نکنه فقط حق داره مثلا لبخند بزنه یا شیرکاکایو صدا دار بخوره واسه چادریا این  کارا میشه جلب توجه(عقققققق)

من میگم درست بلند بلند خندیدن و مسخره بازی اشتباه و لی بغضیا تو همین تقریبا5 ماهی که منو و دوستامو دیدن انقدددددددددددددددددددددرررررررررررررررر

پشتمون حرفیدن که نگووووو!!!من کلا سرم تو کلاس بالا نمیارم به جان خودم ولی انققققققدر چرت میگن بقیه

بعد تازه مثلا میشینن پشتمون مسخره مون میکنن

واقعا اینا نثلا ازاد انئیشی و فلان و بیسارو تو چی میبینن مثلنم دارن تو شمالی ترین نقطه تهران و گرونترین یونی(مرفحین بیدرد مسخره) درس میخونن کلیم دک و پوز و فلان و بیار مارک چی بگم خودتون میدونید دیه

ولی انصافا ترم چرتی بود

همین

یاعلی


پ.ن:این کانال یکی از دوستامه خاستین جوین شین @ggooooyyaa

منم توش میپستم البته گاهی اوقات:)


المثنی ی کسی هستم

که روزی 

جایی گمش کردی

تفاوت ما فقط در

من و تو بودن است

نه تاریخ تولدت تغییر کرده

نه نامت 

نه اندوهی که در نگاه داری

نه آن غمی که هر بار صدایت میکنم

پشت جانم گفتنت پنهان است...


پ.ن: اینکه بخوای تک تک جمله هاتو واسه یه نفر توضیح بدی یعنی هیچوقت سعی نکرده تورو بفهمه


امتحان دارم ....دعام کنید:(    :/



گاهی وقتا نمی دونی دردت چیه

خودتو میزنی به در دبوار

بدنت کبود میشه

بازم درد میگیره

ولی اندفعه واسش توجیه داری

گاهی وقتا قلبت انقدر تند می زنه

که دیوونه میشه

می دوی انقدر تند

که حتی حواست به پاهای برهنه ات هم نیست

حتی به زخم شدن هاشون

ولی عوض واسش توجیه داری

گاهی وقتا چشمات انقدر چشمات میسوزن و درد میگیرن

که حتی الکی زیاد خوابیدن و چشم بستن فایده ای نداره

گریه میکنی و بی خوابی میکشی

دیگه مهم نیست

از یه جایی به بعد

انقدر خوب بلدی هواس خودتو پرت کنی

که حتی به مردن خودتم میگی

دیگه مهم نیست 

باید اعتراف بر خیلی چیزا

مثل حس های خوب همیشگی که عطیه خدا اند

مثل بهترین فرد زندگی هر کس یعنی مادر

مثل همین نفس کشیدن زیستن

مثل حس خوب مردن

مثل احساس بودن اقایی که هر روز منتظر همه ی ماست

دیروز اتفاقی بود....

و اعتراف بر مارا به سخت جانی خود این گمان نبود

ماه انقدر پایین دیشب بر تپه ی ماه که حتی هوس گرفتنش را با دستانم کردم

حتی تر اینکه دیشب باران عطر گل های زرد را چند برابر کرده بود

حتی تر بوی خوب چوب کلبه ی مرد اسمانی شده بود

و حتی ترین اینه و بود و مصحف نور که میدرخشیدند

و کودک و قلبش 

که کسی از دور ترین نقطه شهر برای لحضاتی برای ان دو مهمانی گرفته بود

کودک میگریست

خیلی وقت بود که قلبی نداشت

موقع رفتن قلبش که شده بود

قالب تهی کرد و تا عصر روز بعد به هوش نیامد

و فکر کرد که شاید این دیدار تصاویر واهی باشند

دیروز اتفاقی بود...


من نمی دونم چرا چند روزیه حس های متضاد به یک باره بهم هجوم میارن و نمی فهممشون هیچ کدومشون رو....

من حسامو نمی فهمم

حال های ما خوب نیست نیست امشب....

اتفاقا تو باور کن که خوب است!!!

هههههه

دیوانگی و هزار درد:)

پ.ن:خداشکر که اینستا تلگرام خلق شد وگرنه مدلت این همه استعداد مدلینگ و عکاسی شونو کجا میبردن


پ.ن:چرا ادما میفهمن دوس داریم باشون بحرفیم ولی ....

بیخیال....

من دوروغگو نیستم فقط حس های درونم رو در ثانیه بیان میکنم

شماهم نسبت به ا مای معمولی اطافتون خیلی حساسین؟!دوستی یعنی چی واقعا ؟!چرا ادما بی انصافن و نامرد...

چه میدونم فقط میدونم چرت و پرت زیاد میگم تو این روزا

قلب من، من به تو ایمان دارم طرفدارت هستم ودر نیایش هایم همواره دعایت میکنم و همواره درخواست برکت...

قلب من،من به تو ایمان دارم.ایمان دارم که تو عشقت را با هر کس که سزاوارش باسد سهیم میشوی.که راه من راه توست...

از تو می خواهم به من اعتماد کنی بدان که دوستت دارم .

برای ان که هرگز احساس از حضور من، در گرداگردت احساس نا آسودگی نکنی هر کاری میکنم.

پس قسط برگردادنت از همان دور دست ها که هیچ وقت دنبالش نگشته ام را ندارم...

من به تو ایمان دارم!

دوتا چیز گناه سختی ان

یکی نا امیدی یکی پشیمونی از کاری جز گناه...

شاید کلمه ای که از زبونت میاد بیرون واقعی باشه ولی نباید مثلا بهش بگی ولی به نظر من خدا میزاره تو بگی تا اشتباهشو بفهمه...


امروز جایی گنجی منتظر شماست شاید لبخندی گذرا باشد ویا یک پیروزی عظیم...مهم نیست.زندگی از معجزات کوچک و بزرگ ساخته شده....


میخوام برای زندگی اول بمیرم تا نمیرم هیچ چیز درست نمیشه....

مگه نمیگن قبل از مردن بمیرید؟!

مردن از امروز یک اتفاق تازه اس و معجزه

یکی از قوانین نانوشته ی من که همین لحظه ثبت مشه اینکه که در مورد احساسات و تصمیمات با هیچکس حتی کسایی که اسمشون خانواده یا دوست یا هر چیز دیگه اس حرف نزن!!!البته اگه تو صورتم احساسم مشخص نشه :-)
یکی دیگه از قوانین نانوشته که الان داره نوشته میشه اینکه با دور داشتن دوست صمیمی دو خط بکش با اینکه داشتن سطح توقع صفر از همه ی دوستان قبلا به تایید مجلس:-) رسیده بود.